خط داستانی
سیلستر بلاژک شغلش را از دست میدهد، اما روحیهاش را از دست نمیدهد. او همچنین به فروشنده، بوزنکا استرکوا، علاقهمند است. راننده سازنده، هرولد، کارل ورنر، نیز به این دختر علاقهمند است. بوزنکا دختر نارسیس استرکا است، مردی با گذشتهای مرموز. با این حال، پدر شوهر هرولد، یاکوب سولدوفسکی، او را به عنوان یک دوست قدیمی از وین شناسایی میکند، جایی که هر دوی آنها عاشق یک زن بودند....