خط داستانی
سلست و جسی در دبیرستان با هم آشنا شدند و جوان ازدواج کردند. آنها به همان شوخیها میخندند و جملات یکدیگر را کامل میکنند. در ذهن دوستانشان آنها را زوج ایدهآل میدانند — او بازرگان قدرتمند و نامور نویسنده شدن و او روح آزادی که زندگی را از تکرار میرهاند. تنها مشکل آنها تصمیم به طلاق است. آیا رابطه بینقصشان میتواند با این شکست کوچک کنار بیاید؟