خط داستانی
آلیس کوردز قرار است کریسمس را با خانواده دوستپسرش نیکولاس هوبر در باواریای علیا بگذراند. اگرچه این آشپز اهل هامبورگ خود دیگر والدینی ندارد، اما در ابتدا به این دعوت با تردید واکنش نشان میدهد: یک جشن خانوادگی؟ اما آنها همدیگر را آنقدرها هم نمیشناسند. متأسفانه سفر مشترک آنها به نتیجه نمیرسد: نیکولاس به دلیل کار معطل میشود و باید بعداً به آنها بپیوندد. آلیس تنها در ایستگاه قطار در باواریای برفی از این موضوع مطلع میشود.