خط داستانی
یک تیم دزد در یک کلبه روستایی پس از اینکه یک سرقت الماس به بدی پیش میرود و منجر به مرگهای زیادی میشود، دوباره جمع میشوند. یکی از آنها، به دلایلی که فقط خودش میداند، بقیه را سمّی میکند و با غنائم و دختر رئیس فرار میکند. رئیس از بقیه میخواهد که به دنبالش بروند و الماسها و دخترش را زنده برگردانند، اما در مورد آن مرد، "او را مرده برگردانید."