خط داستانی
هری و هنری دوستانی هستند. هری دوست دارد شبی آرام را بگذراند. هنری یک فاحشه سفارش میدهد. وقتی هری او را میبیند، میخواهد با او بخوابد. هنری به او اجازه میدهد. هری پول پرداختن برای او را ندارد. او هم پول ندارد. فاحشه خوشحال نیست. هویتبرندهٔ او هم خوشحال نیست.