خط داستانی
در حالی که فیلیپو با یکی از اعضای تیمش در حال صحبت است، دچار سردرد شدید میشود و بیهوش میشود. به محض اینکه به هوش میآید، از دوستش پیپو کمک میخواهد و از او میخواهد که گروهی از دوستان قدیمی را نیز دعوت کند. به تدریج چهار دوست او را به یاد لحظات خوشی که در گذشته با هم داشتند میاندازند و فیلیپو به تدریج با کمک آنها موفق میشود به یاد بیاورد... اما چیزی ناخوشایند نیز به ذهنشان برمیگردد....