ایرینا میخواهد به مدرسه برود، مدرک خود را بگیرد و از خانواده ناکارآمدش فرار کند. لیویو، پسرعمویش، یک تاجر است که در یک روستا زندگی میکند. او چندان به اهمیت تحصیل اعتقاد ندارد و با ایرینا که حاضر است هر چیزی را برای رفتن به مدرسه فدا کند، در تضاد است.