خط داستانی
مارک کارگردانی مبتلا به اختلال دو قطبی و پارانویا است و تحمل دیدن پروژه فعلی اش که توسط تهیه کنندگانش کنار گذاشته میشود را ندارد. کلیپ هایی که جرأت دیده شدن را پیدا کرده او را به ترس از بدترین ها میبرد. با همراهی ویرایشگرش موفق میشود ریزهکاریها را به خانه عمهاش در سِوِن را فرار دهد تا فیلم را به همان شکلی که در ذهن دارد به پایان برساند. اما تکمیل آن دائما به تعویق میافتد و او با ایجاد حواسپرتیها و بنبستهای بیپایان، که گاهی بین طنز و به شدت ترسناک در نوسان است، روبهرو میشود.