خط داستانی
یک شب، لینا هجده ساله از سوی لوییس، رهبر گروهی از خونآشامهای زنانه که به همان اندازه خطرناک و زیبا هستند، به گزنده میافتد. زندگی شکارش از عشق به عنوان برکت و نفرین همزمان برخوردار است. در آغاز آزادی بیپایان، ظرافت و مهمانیها را میپسندد، اما به زودی خونآشامیهای همرزمی با اشتیاق قتل او را به مرز خطر میبرد و او عاشق توماس، یک مامور مخفی جوان میشود.