خط داستانی
نظر بالای الکس درباره خود با واقعیت همخوانی ندارد زیرا او بیکار است و با دوست دخترش مشکل دارد. وقتی او بالاخره شغفی در شورای محلی هودیکسووال پیدا میکند، زندگیاش در حال تغییر است. ناگهان الکس خود را رهبر یک گروه تئاتر محلی از افرادی با ناتوانیهای یادگیری مییابد. از طریق کار مشترکشان، الکس متوجه میشود که همه ما استعدادهای خاص خود را داریم که میتواند در صورت فراهم شدن فرصت و حمایت، رشد کند. "اهمیت بستن کفشهای خود" بر اساس کار تئاتر گلا دا هودیک است که از زمان تأسیس در سال 1996، اجراهای آن در سوئد و بینالمللی موفقیتآمیز بوده است.