خط داستانی
جانگ-هو که رویای آشپز شدن را در سر دارد، رابطه نزدیکی با پدرش یونگ-سو دارد؛ به اندازهای که درباره دوست دخترش صحبت میکنند و به تنهایی زندگی میکنند. یک روز، یونگ-سو به جانگ-هو میگوید که قصد دارد با یک زن روسی دوباره ازدواج کند. جانگ-هو این موضوع را میپذیرد و با اولگا آشنا میشود. او از دیدن زنی جوان و زیبا که در مقابلش ایستاده شگفتزده میشود. چند روز بعد، یونگ-سو به سفر کاری به روسیه میرود و جانگ-هو و اولگا بیشتر با یکدیگر آشنا میشوند.