خط داستانی
دختری جوان به نام کارین شرودر در مغولستان بیوفیزیک می آموزد و اکنون با مدرکش به آلمان شرقی بازگشته است. او تشنه کار است و می خواهد از دانش تخصصی خود استفاده کند. اما در موسسه آنگراور فرصت های به کارگیری دانش وجود ندارد. اگر چه آنگره روش امنی برای پیشرفت به او نشان می دهد، کارین این را وسیله ای برای خاموش نگه داشتن خود می بیند و پیشنهاد را رد می کند. به طور مستقل به دنبال همبندانی می گردد تا راه خود را بیابد. آنگره او را وادار می کند کار مستقل خود را رها کند که این امر منجر به فاجعه شغلی و شخصی برای این جوان میشود