Jahr des Drachen
فیلم سال اژدها
توماس آئـکـنر برای شرکت بافگانی وسیعی کار می کند. او به سائگون سفر کرده تا در یک قرارداد مشترک مذاکره کند. در دورافتاده ترین نقاط از خانه اش، با جرقه هایی از مشاجره با پسر بزرگش دانیل، سال های نگرانی درباره همسر مبتلا به سرطانش مارن و تولد پنجاه سالگی نزدیک، با زن ویتنامی به نام هونگ روبه رو می شود. او زیباست. او جوان است. او زندگی است. وقتی توماس می فهمد دیدار با زن جوان تدارک و پرداخت شده توسط شرکای ویتنامی اش بوده است، ناامید می شود. اما هونگ به طرز جادویی به او جذب می شود؛ عشقی نرم بین آن دو شکل می گیرد. توماس به او چیزی از خانواده اش نمی گوید. متقاعد شده که با او ازدواج خواهد کرد، هونگ بدون آگاهی او به آلمان پی می برد.