خط داستانی
پس از شکست در تحصیل، آتوا به جیب بری روی میآورد. او همکلاسیاش شکری را میبیند که اکنون مدیر یک شرکت غذایی است و قول میدهد برای یافتن شغل به او کمک کند اما آتوا حس میکند دروغ میگوید. او کیفش را میدزدد و مدارکی پیدا میکند که شکری و دیگران را در پروندههای اختلاس دخیل میکند