خط داستانی
کتايا طراح منظر است. در ۳۱ دسامبر، درختان سال نو را به مشتریان تحویل میدهد. آخرین درخت از سفارشی که محقق نشده بود میتوانست تنها مهمان سال نو برای کتیا باشد، اما مادرش مصمم است دخترش را به یک جوان معرفی کند. برای جلوگیری از این سرنوشت، دختر موافقت میکند با عمو و همسایهاش از شیکاگو ملاقات کند. از این لحظه به بعد طولانیترین روز سال خروجی برای او آغاز میشود: او عمو اشتباه را از فرودگاه برمیدارد، با مردی ملاقات میکند، از جنایتکارانی که دنبال او هستند مخفی میشود... و در شب سال نو دوباره خود را کنار درختش مییابد، اما آیا تنها خواهد بود؟