خط داستانی
راوف از کنترل مادربزرگش، راویه خانم، فرار میکند بعد از اینکه او به آلمان سفر کرد و او به همراه پدربزرگش، رمان، زندگی کرد. بعد از مرگ پدربزرگش، او تصمیم میگیرد با منار که به او وابسته است، ازدواج کند، اما وقتی مادربزرگش به خانه برمیگردد و با او زندگی میکند، زندگی به طرز چشمگیری دگرگون میشود زیرا او سعی میکند بر زندگی او و همسرش کنترل داشته باشد.