خط داستانی
در حیرت و سردرگمی دیوید، گربه ساندویچی توضیح میدهد که او بیگانهای است که ذهن خود را با گربه اش معاوضه کرده است او روزی را با دیوید سپری میکند و بسته به آنچه میبیند و میشنود تصمیم میگیرد گونه انسان را از بین ببرد یا نه دیوید هم مثل همیشه عصبانی میشود