خط داستانی
ارکستر کوچک به عنوان گروهی در سالن تئاتر فرسوده در رکیاویک کار میکند. فشار مالی گروه را تضعیف میکند و ویولنیست ارشد به نام سیگرون را تحت فشار قرار میدهد. کمک هزینه سالانه شهر در حال پایان است و گروه برای نجات خود سلنایس جهانی را برای اجرای دوباره به خدمت میگیرد. رسانهها همه جا فضا را هیجانزده میکنند و پول دوباره به سوی گروه سرازیر میشود. اما سلنایس چندان فرد خوشمشربی نیست و رفتارهای بدی دارد. برای تاخیری در اخراج او دیر شده و اجرای بزرگ با هنرمند سولو مرده آغاز میشود. گروه تصمیم میگیرد همه چیز را به خطر بیندازد و با هنرمند مرده به کنسرت برسد، بدون اینکه به نحوه پایان چنین نمایشی فکر کنند.