خط داستانی
در ایستگاه پلیس یک روستا، یک گروهبان بازجویی از پستی جوان و ترسیده به نام کیکاسوتو را انجام می دهد. او که معمولاً آرام و با قلبی مهربان است، به دلیل تهدید یک پلیس در گشت به وسیله چاقو بازداشت می شود. در نهایت کیکاسوتو شروع به صحبت با پلیس می کند و آنچه twenty سال قبل برای او و پنج دوست نزدیکش اتفاق افتاده است را شرح می دهد: جیانلوکا، والتر، پپینو، مارگریتا و برادر کوچکش آندریا.