خط داستانی
نَفَرهٔ افسانهای در بارِ معشوق، که والدینش او را به عنوان پدرخوانده نگرفتند، احساس توهین میکند. انتقام فرشتهٔ نقشیِ که Noara برای دختر بیگناه فراهم کرده بود بسیار cruel بود. خوشبختانه، مادرِ خوانده شدهٔ او، فرشتهٔ Jasna، به او مراقبت میکند. او نگهدارِ دخترش را مژده میدهد و رشتهٔ طلایی به او میافزاید و او را تا قصر سلطنتی میبرد. در آنجا، آنوشا در کنار پادشاه خوشبختی مییابد، اما نخست باید طلسم را از میان بردارد.