خط داستانی
در جهانِ مفهومگرا و نمادین که گرانش معکوس است، پیوندی منحصر به فرد بین پدربزرگ و نوهاش شکل میگیرد. به عنوان «سَبّا» پدربزرگ، او پسر کوچک را از مسیر این واقعیّت سورئال هدایت میکند؛ در این حین طوفانی شدید میوزد، یکی از طنابهای پیِ خانهشان را پاره میکند و با آن، زندگیِ مشترکشان را از هم میگسلد. پس از فقدان ویرانگرِ سَبّا، پسر از طریق سفر عاطفیای به جستوجوی Closure میپردازد. از طریق زبان تصویریِ سبکگون و شاعرانه، فیلم به پرسشهای بنیادی زندگی میپردازد: راههایی که انتخاب میکنیم، جدایی از کسانی که دوستشان داریم، و تلاشی بیپایان برای یافتن Closure، آشتی با از دست دادنها، و پیش رفتن.