در حومه کارولینای شمالی، "وحشیگری" داستان خانواده شکسته هایز را روایت می کند که سعی دارند در میان نیروهای شیطانی و ماورایی زندگی خود را دوباره بسازند. جورج و مارگارت که می خواهند گذشته پر دردسر خود را پشت سر بگذارند، سعی می کنند به دخترشان کیلا، یک دختر 17 ساله که از کودکی با رؤیاهای عجیب مردگان آزار می بیند، کمک کنند. در جستجوی پاسخ برای توهمات مکرر دخترشان، آنها شروع به مشکوک شدن می کنند که ممکن است او یک وحشی باشد... با توانایی های ماورایی ناگفته.