خط داستانی
مدیریت در شرکت خدمات نظافتی ناستنکا، که کارکنان آن دختران مهاجر از آسیا هستند، به طور ناگهانی برای کیریلوف مسکووی پیش میآید. وضعیت با این واقعیت پیچیده میشود که کیریلوف قصد دارد به نروژ برود و منتظر است که عروسش، یک زن اروپایی با تفسیر نسبتاً سختگیرانهای از آزادی و تحمل، به دیدنش بیاید. این ایده که او درباره استثمار "زنان شرق" مطلع خواهد شد، او را ترسانده و باعث میشود که دروغ بگوید تا "هارم" خود را پنهان کند...