خط داستانی
بوریس به عنوان افسر پزشکی در کلینیک خصوصی جراحی پلاستیک کار میکند. وقتی با یکی از بیماران به نام ایلیا آشنا میشود، درمییابد که ایلیا بهطور مرموزی تحت نظر پزشک ارشد که مالک کلینیک است، نگهداری میشود. در یکی از گفتگوها ایلیا به بوریس اشاره میکند که پزشک کسبوکار غیرقانونیای از کلینیک میبرد، اما بوریس تا زمانی که ایلیا صبح روز بعد پیدا میشود و مرده است، به این اطلاعات باور ندارد. پزشک علت مرگ را اوردوز اعلام میکند، اما بوریس پس از اخراج از بیمارستان به دلیل پرسشهای بیش از حد، به دنبال حقیقت میگردد. هنگام ترک شهر با دوستان ایلیا، بوریس به رازها و توطئهای پی میبرد که او را به بازگشت به بیمارستان برای کشف حقیقت و مقابله با پزشک سوق میکند.