خط داستانی
بگنچ، عضو کومسومول که در ارتش خدمت کرده و همروستاییاش ولک، که در شهر ملاقات کردهاند، به روستا برمیگردند. کولاها به رهبری کویکی و پسرش چرکز، همه چیز را در روستا کنترل میکنند. آنها مردم را علیه مزرعه جمعی میشورانند و به کارزار کاشت آسیب میزنند. بسمچیها رئیس مزرعه جمعی را میکشند. ساکنان روستا برای مبارزه برمیخیزند. در نبرد با بسمچیها، بسیاری از آنها جان خود را از دست میدهند. با این حال، حامیان سیستم مزرعه جمعی پیروز میشوند و در بهار به میدان میروند.