وقتی تماسی از خانه برنامهٔ تعطیلاتش را قطع میکند، سابرینا برای دیدن مادرش رابی به حومهٔ شهر میرود. رابی با ناهار خانگی و درخواستی: به مادردوچرخهسواری بیاموزد. سابرینا با اکراه آن را قبول میکند. با هم مادر و دختر درسی را به دوچرخه میگذرانند که هر چه بیشتر میگذرد با clash شخصیتها و ناامیدیها خندهدارتر میشود. اما وقتی سابرینا درس را کوتاه میکند و دوچرخه را به گاراژ میبرد، رازی تکاندهنده را میفهمد که مادر از او پنهان کرده است. رازی که نه تنها آنها را به کنار آمدن با رابطهٔ شکستهٔشان سوق میدهد بلکه احتمال نزدیکتر شدن به هم را نیز در انتظار دارد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.