یک زن جوان در یک شهر بزرگ، عجیب و خالی زندگی میکند. هیچ انسان دیگری، هیچ صدایی از خیابانها و هیچ آوایی از طبیعت وجود ندارد. تنها کسی که در تنهاییاش شریک است، دختر کوچکش میباشد. آنها همه کارها را با هم انجام میدهند، نقاشی میکشند، بازی میکنند و هر شب قصههای پریان میخوانند. اما دنیای بینقص آنها زمانی به شدت تغییر میکند که متوجه حضور فرد دیگری میشوند.