خط داستانی
در این نمایش، پدری که مدتها با فرزندانش به دلیل سبک زندگی او مخالفت داشت، میمیرد. اکنون دختر، لیندا، سه برادر به نامهای جاشی، یاکوب و اولی را با هم کنار میآورد و همه با همسرانشان فرد و فرانزیکا را در بستر مرگ گرد میآیند. پدر که پزشک سابق بوده و به تازگی بیوه شده است، سالها از بیماری پارکینسون رنج میبرد و به نوعی شهوتی پیرانهسرانه پیدا کرده است که پرستارش نقشی اساسی در آن دارد.