جردن سندرز، میلیاردر فناوری بی محاکمه و بی رحم، صبح روزی از خواب برمیخیزد و در بدن خودِ بیستسالهٔ خودِ سیزدهسالهاش پیدا میشود، درست قبل از ارائهای که یا میبرد یا میسوزاند. دستیار امیدبخش و تحت فشار او، آپریل، تنها کسی است که میداند آن موجودِ هر روزه که اذیتش میکند اکنون در بدنی نوجوانانه و نامطمئن گرفتار شده است، درست همان زمانی که همه چیز روی خط است.