خط داستانی
در سال هزار و سیصد و شصت Yazid به گروهی از نخستین کاوشگران بفرد فیلدای بیلوت میپیوندد و با انواع چالشها و فشارهای عاطفی روبهرو میشود. بهترین دوستش جیم در اثر سقوط درختان درگذشت. طوفان خانهشان را ویران کرد. فرزند کوچکش، جامین، توسط بُبرگان درنده خورده شد. در عین حال Yazid با کاسبیانی از ساکنان مواجه میشود که با فروش غیرقانونی یارانه کود شیمیایی به منظور سودهای کوتاهمدت همدستی میکنند. او با اتهاماتی از سوی دوستش حمزه روبهرو میشود که ادعا میکند او به طور غیرقانونی به فروش یارانه کمک میکند. آنها به خطر ادامه حضور یک حزب کمونیست در جنگل روبهرو میشوند.