خط داستانی
زمانی که اوشون در میانه جشن اعلام جنسیتش سقط جنین میکند، صبح روز بعد با دلشکسته، شرمنده و desperate برای ادامه زندگی به خانه برمیگردد... تا اینکه پسر نوزادش که پرحرف و عجیب است، به دیدنش میآید تا او را متقاعد کند که کمی آرام بگیرد و این فقدان را پردازش کند.