خط داستانی
یک خانواده کوچک در آذربایجان در آستانه پایان راه خود قرار دارد. پسر ماخمود با حرارت در جستوجوی خانهای برای خود است؛ مادر فیدان سالها به خانواده خدمت کرده و حالا زندگی خود را میخواهد دوباره به دست آورد؛ پدر سمییر تنها میخواهد کسی مزاحمش نشود. سه روح آزاد که دور هم میگردند، تا حد ممکن از مزاحمتها چشمپوشی میکنند. اما رخداد دراماتیک در سفر به ساحل، به شکافهای خطی زندگیشان بهطور دردناکی اشاره میکند.