خط داستانی
در اوایل قرن نوزدهم در اسکاتلند، زمانی که خدمتکاران نمیتوانستند جایگاه اجتماعی خود را ترک کنند، داستانی عاشقانه برای تمام اعصار شکل میگیرد. ارباب قلعه استراتون در بستر مرگ از پسرش میخواهد که قول دهد املاک را مدیریت کرده و با همسری شایسته ازدواج کند. اما پدر نمیداند که والتر قبلاً عاشق جسی، خدمتکاری زیبارو شده است. اکنون او باید میان passion ممنوعهاش - با ترس از رسوایی و نابودی - و خطر کردن برای جسی «دلطلایی» یکی را انتخاب کند.