خط داستانی
رویایی از سقوط از آسمان... و سپس تولد. راکا از یک پیله بزرگ به خانه قدیمی متولد میشود و توسط گروهی از زنان با بالهای کوچک در پشت و هالههای درخشان بالای سرشان استقبال میشود. به زودی بالهای خود راک نیز رشد میکند، هالهای بر سرش گذاشته میشود و به او گفته میشود که باید در شهر نزدیک گری کار کند. او به زودی متوجه میشود که شهر و کل دنیایی که در آن زندگی میکنند پشت دیواری بلند و نفوذناپذیر محصور شده است که هیچکس به جز توگا مرموز اجازه خروج از آن را ندارد.