دانیل دموایس از جوانی آرمانگرا با اشتیاقی سوزان برای بهبود جهان به یک مقام مسئول شورا تبدیل شده است که از رویاهایش فاصله گرفته و به فردی فاسد مبدل گشته است. مصرف الکل او را از خانوادهاش جدا میکند و وقتی دانیل پس از یک شب مستی از خواب برمیخیزد، درمییابد ممکن است مسئول یک قتل باشد. یک عمل نمایشی از آمرزشگری او را به محبوبیت عمومی میرساند تا حدی که نامزد انتخابات شهرداری میشود؛ اما با بالا رفتن ستارهٔ شهرتش و تلاش او برای جبران خسارتهای زندگی خصوصیاش، با آگاهی دردناک مواجه میشود که هر لحظه ممکن است همهچیز فرو بریزد.