ماری لامونتین، یک مادر بیوه در دهه چهل زندگیاش با دو فرزند، به قتلی که مرتکب نشده اعتراف میکند تا از دخترش محافظت کند. او به محیطی بیرحم و ناآشنا پرتاب میشود و ابتدا بقا را میآموزد، سپس با بزرگترین چالش زندگیاش روبرو میشود: ایجاد ارتباط با هممحبوسانش و کمک به آنها برای بازپسگیری کنترل زندگیشان.