Storyline
صبح و دست خدا فیلمی در ۲ قسمت بود- یکی داستان شُبها، ناشنوا و لال، که در داستان کوتاهی از رابندرانات تاگور به تصویر کشیده شده و قسمت دوم بر اساس شعر "دست خدا" بود، که در آن تاگور اشتیاق شدید برای غوطهوری در آبهای مقدس در طول زیارت گنگا ساگر و همچنین خودخواهی زائران را توصیف میکند.