Storyline
در پایان جنگ، یک هواگرد فرانسوی توسط آلمانها نزدیک رود نیمناس سقوط کرد، اما خلبان زخمی آندرِ تنها، به روستای لیتوانیایی توسط چتر نجات فرود آمد. دوماس، آسیابان، او را در آسیابش پنهان میکند در حالی که ساقی جوان سوله، که نامزد دوماس است، به پرستاری از او میپردازد. آنها عاشق هم میشوند، اما اندکی بعد، همرزمان دسته آندرِ میرسند. پنج سال پس از پایان جنگ، سوله هنوز منتظر فرانسوی است که گفته میشود در نزدیکی نیمناس درگذشته است.