کاتالونیایی پاکو نماینده فروش یک تولیدکننده کفش است. وقتی او برای سوار کردن نینو، یک مسافر روسی، توقف میکند، به زودی خود را در کنار جاده میبیند که همه چیز از او دزدیده شده است. مالک فروشگاه هدیه محلی، مارینت، به پاکو کمک میکند. جذابیت متقابل آنها به سرعت آشکار میشود و پاکو، که به خاطر حادثه دزدیده شدن ماشین اخراج شده، در آنجا میماند. وقتی او به طور تصادفی نینو را در همان شهر میبیند، به او حمله میکند و نینو به بیمارستان میرود. به طرز عجیبی، این آغاز یک دوستی زیبا است. پاکو و نینو به زودی سفر را با هم ادامه میدهند.